زیست بوم: در تازه‌ترين هشدار روز گذشته ايرنا از قول معاون بهره‌برداري شركت آب و فاضلاب كشور نوشت: به دليل تداوم خشكسالي، 500 شهر در كشور دچار تنش آبي است.حميدرضا تشيعي گفته: علاوه بر اين تنش، هم‌‌اكنون چهار شهر نيز دچار كم‌آبي شديد است و مشكل اساسي تامين آب دارد كه آب شرب اين شهرها جيره‌بندي مي‌شود.

 

هشدارها در مورد كم‌آبي و به عبارت درست‌تر نزديك شدن به بحران آبي در كشور هر روز جدي‌تر مي‌شود. هنوز يك ماه از هشدار وزير نيرو از رسيدن به مرحله بحران آبي نگذشته كه خبرهاي ديگري از سوي مقامات دولتي و فعالان محيط‌زيست و كارشناسان به گوش مي‌رسد. در تازه‌ترين هشدار روز گذشته ايرنا از قول معاون بهره‌برداري شركت آب و فاضلاب كشور نوشت: به دليل تداوم خشكسالي، 500شهر در كشور دچار تنش آبي است.حميدرضا تشيعي گفته: علاوه بر اين تنش، هم‌‌اكنون چهار شهر نيز دچار كم‌آبي شديد است و مشكل اساسي تامين آب دارد كه آب شرب اين شهرها جيره‌بندي مي‌شود.وي ادامه داد: تنش آبي شهرها به دليل نبود تعادل ميان توليد و مصرف ايجاد مي‌شود و انتظار مي‌رود مردم در زمينه مصرف آب صرفه‌جويي پيشه كنند.تشيعي گفت: شركت آب و فاضلاب اقداماتي مانند حفر چاه‌هاي جديد، تجهيز و بهسازي چاه‌هاي موجود، مديريت مصرف و اصلاح شبكه‌هاي توزيع و مديريت فشار شبكه را در دست اجرا دارد تا در تابستان سال آتي مشكل كم‌آبي در كشور شدت پيدا نكند. وي گفت: كلانشهرهاي تهران، مشهد، اصفهان، اراك، همدان و كرمان نيز در معرض تنش آبي قرار دارد كه بايد مديريت مصرف در اين شهرها به‌طور جدي مد نظر قرار گيرد تا توليد و مصرف آب در آنها به تعادل برسد. 


كاهش بارندگي در كل كشور نسبت به سال گذشته 

اين هشدار معاون بهره‌برداري شركت آب و فاضلاب كشور در حالي است كه شواهد حاكي از كاهش بارندگي در كشور نسبت به سال گذشته است. در همين زمينه رئيس مركز ملي هشدار و پايش خشكسالي سازمان هواشناسي گفته: ميزان بارندگي‌ها، 35.6 درصد نسبت به سال گذشته و 28.2 درصد نسبت به ميانگين بلندمدت كاهش داشته است.شاهرخ فاتح افزود: ميزان بارندگي در كل كشور از ابتداي مهرماه سال 92 تا امروز 23 بهمن ماه معادل 117.6 ميلي‌متر بوده كه اين ميزان نسبت به سال گذشته كه برابر 131.8 ميلي‌متر بوده است 10.8 درصد كاهش و نسبت به ميانگين بلند مدت در اين دوره كه برابر 127.3 ميلي‌متر بوده است 7.6 درصد كاهش نشان مي‌دهد. عليرضا دائمي معاون وزير نيرو هم با اشاره به اينكه كشور ما و اساسا خاورميانه در كمربند خشك جهان قرار گرفته‌اند، گفت: 10 سال پي‌در پي خشكسالي داشتيم و ميزان بارش‌هاي ما به 75 درصد بارش‌هاي نرمال كاهش پيدا كرد كه نشان‌دهنده تغيير اقليمي است كه از شمال آفريقا آغاز شده است.سرپرست امور آب و آبفاي وزارت نيرو گفت: ايران به سمتي مي‌رود كه به زودي جزو كشورهايي خواهد بود كه با بحران و كمبود آب مواجه مي‌شود. به عنوان مثال در سال 1960 به ازاي هر نفر شش هزار متر مكعب آب و در سال 1990 دو هزار متر مكعب آب در اختيار بود و پيش‌بيني مي‌شود در سال 2025 ميلادي حدود هزار متر مكعب آب به ازاي هر نفر در اختيار قرار گيرد. بنابراين سال به سال شرايط ما سخت‌تر مي‌شود. 



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم آذر 1393 | 23:49 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |
 تصاویری از نشست زمین



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 | 15:10 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |
حجم ذخيره سدهاي آبشينه و اكباتان همدان در مقايسه با سال گذشته، كاهش چشمگيري يافته است. محمد كهريزي، مديرعامل شركت آب و فاضلاب استان همدان گفت: در حال حاضر ذخيره آب اين ۲ سد ۷ ميليون مترمكعب است كه در مقايسه با مدت مشابه پارسال كاهش ۳‎/۵ برابري دارد. پارسال ذخيره آب اين ۲ سد ۲۶ ميليون متر مكعب بود. وي با اشاره به بحران آب در استان همدان اظهار داشت: ۵۰ درصد آب همدان از ذخيره اين ۲ سد تامين مي شود. در استان همدان ۳۴ درصد آب صرف تاسيسات، فضاي سبز و صنعت مي شود. وي با اشاره به فرسودگي ۵۰۰ كيلومتر شبكه آب در همدان گفت: براي بازسازي اين ميزان شبكه فرسوده ۲۵ ميليارد تومان اعتبار مورد نياز است. اين در حالي است كه براي اين منظور تنها يك ميليارد تومان اختصاص يافته است. طبق آمارهاي رسمي، در حال حاضر ۲۰ درصد آب آشاميدني همدان هدر مي رود كه وجود شبكه هاي فرسوده آب و فاضلاب در آن نقش چشمگيري دارد. وي با اشاره به افزايش ارتفاع سد اكباتان بيان داشت: در صورتي كه حجم سد اكباتان تكميل شود، مشكل آب همدان به كلي برطرف خواهد شد. حفر چاه غیرمجاز چالش بزرگ آب در همدان حفر چاههای غیر مجاز به دست افراد سودجو در استان همدان برای مردم و مسئولان مشکلاتی ایجاد کرده است . معاون حفاظت و بهره برداری شرکت آب منطقه ای همدان می گوید :‌با وجود کمبود ظرفیت منابع آب زیر زمینی در دشت های استان همدان و آگاهی رسانی مستمر از طریق گروه های گشت و بازرسی و طرح های تعادل بخشی ، همچنان شاهد حفر چاه های بدون مجوز در استان همدان هستیم . آقای ستوده می افزاید : از 13 دشت استان همدان 2 دشت کبودرآهنگ و خماجین بحرانی اعلام شده و 10 دشت دارای وضع ممنوع است . وی مهمترین عامل کاهش حجم مخازن آب زیرزمینی استان را حفر چاه غیر مجاز و اضافه برداشت از چاه های مجاز بیان و اضافه می کند : محدودیت منابع برای تامین آب آشامیدنی مناطق شهری و روستایی به ویژه در بخش کشاورزی از دغدغه های دیرینه مسئولان استان همدان برای اجرای برنامه های توسعه ای به شمار می رود . مسئولان بخش کشاورزی استان همدان سالها پیش اعلام کردند ، قادر به اجرای برنامه های توسعه زمین های قابل کشت به علت کمبود منابع آب نیستند و ناگزیر به سرمایه گذاری برای حفظ سطح کنونی کشاورزی استان درحدود 740 هزار هکتار هستند . براساس اطلاعات و آمار موجود ، علت عمده مهاجرت روستانشینان استان همدان به مناطق شهری در حداقل 4 سال گذشته همین کمبود آب برای زراعت مطمئن بوده است ‌به طوریکه اکنون تنها هزار و 80 روستای دارای سکنه در این استان وجود دارد مشکل کمبود آب حتی برای شرب روستاییان استان همدان به همین جا ختم نمی شود ، چون در حال حاضر نه تنها منابع آبی برای کشاورزی در بسیاری از روستاهای استان محدود است بلکه آب آشامیدنی مورد نیاز بیش از 100روستا به ویژه در فصل های کم آب با تانکر از مناطق دیگر حمل می شود .آیت الله محمدی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه همدان در سفر چهارم هیئت دولت به استان همدان ، مهمترین چالش مسئولان در آینده را کمبود آب ذکر کرد و اقدام عاجل دولت برای حل این مشکل را خواستار شد . رئیس جمهور هم در جمع مردم همدان خطاب به دولت مردان به خصوص وزیر جهاد کشاورزی دستور داد در هر سطحی که کشاورزان استان همدان برای اجرای طرح های آبیاری بارانی تسهیلات و امکانات تقاضا کنند ، در اختیارشان قرار گیرد.آقای دکتر احمدی نژاد به این نکته نیز اشاره کرد که دولت 80 درصد هزینه ها را برای اجرای سامانه آبیاری بارانی به صورت یارانه پرداخت می کند . برای جبران بخشی از نیاز مردم استان همدان در بخش های شرب و کشاورزی ، طرح بزرگ انتقال آب دریاچه سد تالوار از استان زنجان به همدان در دولت نهم آغاز شده که اکنون 80 درصد پیشرفت دارد . استاندار همدان نیز اجرای طرح های تامین آب بخصوص سد سازی را در الویت برنامه های مسئولان می داند و می افزاید : 20طرح سد سازی در مناطق مختلف استان در حال مطالعه و اجراست . آقای پیریایی با اشاره به اینکه بیش از 60درصد آب های سطحی هنگام بارش های پاییزی و زمستانی در این استان هدر می رود ، ابراز امیدواری می کند : اجرای طرح های سد سازی بتواند به نحو محسوسی کمبود های موجود را برطرف کند . آقای محمدی کارشناس جغرافی می گوید:استفاده از منابع آب بیش از جایگزینی آن منجر به افت سطح آب می‎ شود.ایشان درباره بهره برداری از آبهای زیرزمینی در استان همدان می گوید : اتکا به منابع آبهای زیر زمینی در استان همدان سهم اصلی را در تامین آب دارد . درحوزه آبریز قره چای که 57 درصد مساحت استان همدان را شامل می‎شود ، 93 درصد آب مورد نیاز بخش های مختلف از آبهای زیرزمینی تامین می‎شود و در حوزه گاماسیاب که 36 درصد مساحت استان را در بر می‎گیرد ، این سهم 74 هزارم است . با شناخت از سابقه و قدمت کشت محصولات کشاورزی مختلف در استان همدان مشخص می‎شود که روند تغییر الگوی کشت به سوی محصولاتی بوده است که آب بیشتری مصرف می‎کنندکه باید با تغییر این الگوها و استفاده از روش های نوین آبیاری همچون آبیاری بارانی از بروز خشکسالی و از بین رفتن منابع زیر زمینی جلوگیری کرد . اگرچه حدود 71 درصد سطح کره زمین را آب فرا گرفته است اما از کل آبهای کره زمین تنها سه درصد شیرین و 97 درصد آن شور است و 22 درصد آب های شیرین به صورت آبهای زیر زمینی و یک هزارم در دریاچه‎ها ، رودخانه ها و گیاهان است . منتظر مقالات بعدی باشید 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 23:33 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |
* احمدي نژاد: غربي ها مانع رسيدن ابرهاي باران زا به ايران مي شوند 
    * ديلي تلگراف: احمدي نژاد هنگامي كه گفت غربي ها نمي گذارند باران به ايران برسد، باران آمد! 
    * «ژان مارك فيلترمن» كتابي را در مورد جنگ آب و هوايي با عنوان «سلاح هاي تاريكي» به نگارش درآورده بود 
    شايد خيلي از شما خوانندگان عزيز، دست كم اسم فيلم «جنگ ستارگان» star war را شنيده باشيد. جنگ هايي كه در آن از امواج راديويي، ليزر و نيروي مغناطيس براي صدمه به نيروي مقابل استفاده مي شود. اگرچه بعدها به صورت جسته و گريخته عنوان شد كه ساخت فيلم «جنگ ستارگان» فقط با هدف ترساندن بلوك شرق كمونيستي از يك قدرت فوق العاده در زمان جنگ سرد ميان ابرقدرت هاي آمريكا و شوروي سابق بوده است و چنين توانايي خارق العاده اي به واقعيت نزديك نيست. 
    محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران، در آيين گشايش سد كمال صالح، در استان مركزي به نكته مهمي اشاره كرد با اين عنوان كه «غربي ها مانع رسيدن ابرهاي باران زا به ايران مي شوند». 
    شايد اين موضع براي عده زيادي كه با پروژه «هارپ» آشنايي ندارند، موجه نباشد و حتي آن را يك مزاح گلايه آميز از سوي ناطق آن فروض كنند، اما فارغ از اينكه تا دست كم، انتظار داشتيم رئيس جمهوري به نام نويسنده غربي اين مقاله اشاره كند؛ اما در صورت مطالعه كامل گزارش «دام، كشت و صنعت» اذعان خواهيد كرد كه اين بحث، موضوعي هم نيست كه بتوان از آن چشم پوشي كرد. 
    محمود احمدي نژاد با استناد به مقاله يك سياستمدار غربي- كه متاسفانه به نام او اشاره اي نكرد- و گفت: «غربي ها مانع رسيدن ابرهاي باران زا به ايران مي شوند». 
    وي پس از بيان اينكه محدوده ترسيم شده در مقاله اين سياستمدار غربي، بخش هايي را شامل مي شود كه آنها از تمدن سازي و فرهنگ آفريني كشورهاي اين محدوده در هراسند، به نكته اي مهم تر اشاره كرد و گفت: براساس اخباري كه صحت آن در مورد وضعيت آب و هوا مورد تاييد قرار گرفته است، كشورهاي اروپايي با استفاده از تجهيزاتي خاص، به گونه اي عمل كرده اند كه ابرهاي تخليه شده و ابرهاي بارش زا به كشورهاي مورد نظر منطقه، از جمله ايران نرسد». 
    احمدي نژاد با اشاره به اينكه اين ماجرا طراحي شده است از پيگيري حقوقي كشورمان براي اين اقدام، كه به تعبير او «زشت» خوانده شد، خبر داد. 
    هر چند رئيس جمهوري كشورمان در ادامه، به سرعت دادن مديريت آب در كشور تاكيد كرد و با اشاره به جنگ سال هاي آينده با محور آب، ارزش آب را از انرژي و ساير كالاها بالاتر عنوان كرد و گفت: در حالي ميزان متوسط بارش در ساير كشورها 750 ميلي متر در سال آبي است كه اين ميزان در ايران 250 ميلي متر است و طي 10 سال اخير با كاهش قابل ملاحظه اي همراه بوده است.
    به گفته وي، وضعيت بارندگي در كشور طي سال هاي اخير 179 ميلي متر افت داشته كه مويد كاهش 24 درصدي متوسط بارش در ايران است. 
    احمدي نژاد، تكميل شبكه انتقال آب و اجراي روش هاي درست مصرف را دو هدف مهم در حوزه زيرساختي آب كشور برشمرد و گفت: با برنامه ريزي هاي انجام شده تا پنج سال آينده، بايد تمام شبكه هاي انتقال و كنترل آب در كشور تكميل شود تا در گام بعدي، كه مديريت مصرف آب است، در كشاورزي، صنعت، سرب و ساير بخش ها به صورت عملياتي درآيد. 
    رئيس جمهوري، دو شيوه مهم در استفاده بهينه از آب را آبياري تحت فشار و قطره اي باراني دانست و تصريح كرد: طي پنج سال آينده، سيستم كشاورزي كشور بايد تحت پوشش آبياري تحت فشار قرار گيرد و در اين زمينه برنامه ريزي شده است.
    
    پروژه هارپ 
    هارپ (HAARP) يك پروژه تحقيقاتي است كه در ظاهر، براي بررسي و تحقيق درباره لايه ي آيونسفير (Ionosphere) ومطالعات زيرزميني (با استفاده از امواج راديويي (ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است و گفته مي شود كه در واقع پروژه اي است با تكنولوژي جنگ ستارگان كه به منظور كامل كردن يك سلاح جديد پايه گذاري شده است. 
    
    فجايع طبيعي يا حمله نظامي؟
    البته مژگان نژند در مطلبي كه از وي در روزنامه كيهان، مورخ 11 آبان 88 (شماره 19501) منتشر شده به گوشه اي از سلاح هاي متفاوت از جنگ افزارهاي نظامي اشاره كرده بود. 
    اتحاد شوروي سابق و آمريكا از سال هاي 1950 تمامي توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان اين دو قدرت متوجه شده بودند كه ارسال امواج يونيزه كننده بسيار قوي امكان تغيير آب و هوا را فراهم مي آورد. در اواسط دهه1970، مهندسان شوروي تمامي تلاش خود را براي دستكاري يونوسفر به كار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به كار انداختند. بدينسان، مردم آلاسكا، زمستاني به طور استثنايي گرم را پشت سر گذاردند، براي نخستين بار در ميامي و جزاير باهاما، كه عملاً در خط استوا قرار دارند، برف باريد، و شوروي نيز از زمستاني ملايم بهره مند گرديد.
    
    ايجاد نوعي آب و هوا در يك منطقه و يا يك كشور صرفاً با كاهش احتمال آن در منطقه اي ديگر ميسر مي گردد. در سال 1973، هندوراس كشور آمريكا را متهم كرد كه با دزديدن باران و تغيير مسير توفان «في في» با هدف نجات صنعت جهانگردي خود، اين كشور را با خشكسالي عظيمي روبرو ساخته است. اين توفان خساراتي به بار آورد كه در تاريخ هندوراس بي سابقه بود! السالوادور نيز اتهاماتي مشابه به آمريكا وارد آورد و ژاپن مدعي شد كه با ايجاد توفان در «گوام»، باران لازم براي ادامه حياتش را دزديده اند. در اين حال، (زيمبابوه كنوني) و اسرائيل به دزديدن باران كشورهاي همسايه متهم شدند. طبق شايعات، دگرگوني عظيم آب و هوايي سال هاي 83-1982 ناشي از پديده «ال نينو» در اقيانوس آرام نيز براثر اقدامات شوروي در يونو سفر پديد آمد. اما، به شكلي شگفت انگيز بازگشت «ال نينو» پس از آن تاثيراتي مشابه برجاي نگذارد.
    در دسامبر 1975، «هوارد بنديكت» خبرنگار آسوشيتدپرس، در گزارشي پيرامون جنگ آب و هوايي باعنوان «آب و هوا، سلاحي مخفي؟»، درمورد علت تكذيب وجود چنين سلاح هايي از سوي سخنگويان آمريكايي و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف كنند كه از سلاح هاي برتر آب و هوايي برخوردارند، تصور واكنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چرا كه، كمترين ناهنجاري آب و هوايي آنها را به اين فكر مي اندازد كه: جنگ است»! و البته، نگران نكردن افكار عمومي يك اولويت است و رسانه هاي تحت كنترل كشورها در اين ارتباط بسيار مي كوشند. در فرانسه كه سانسور در مورد پديده هاي آب و هوايي كامل است، تنها يك نويسنده- «ژان مارك فيلترمن» كتابي در مورد جنگ آب و هوايي به نگارش درآورد كه «سلاح هاي تاريكي» نام دارد. «ژان موسي برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نيز اين شهامت را يافت كه بنويسد: «سرويس هاي مخفي به دنبال تخيلات خود مي روند. توفان هاي دسامبر1999 پديده اي طبيعي بود يا حمله تروريستي؟» اين روزنامه نگار در تحقيقاتي پيرامون سرويس هاي ويژه و نظامي مختلف آمريكا در سال 1970 فاش ساخت كه «زبيگنيو برژينسكي» در كتابي پيرامون كنترل وضعيت آب و هوا تحت عنوان «بين دونسل»، پرده از برنامه نظامي جنگ مخفي جديد آمريكا برداشته است. جنگي نامرئي با هدف نابودي بخش هاي مختلف توليد در كشورهاي رقيب»: تكنيك هاي تغيير آب و هوا مي تواند در راستاي ايجاد دوران هاي طولاني خشكسالي و يا باراني به كار رود.» سلاحي خاموش براي جنگي بي صدا!
    
     كنترل افكار
    دانشمندان مي گويند، نظاميان هنوز در مراحل تجربي كارهاي خود قرار دارند، اما در همين حد نيز، نتايج به دست آمده بسيار «نويدبخش» است. نشريه «ديفنس نيوز»، ارگان نظامي رسمي آمريكا (شماره 19، مورخ 13 آوريل 1992) پيرامون جنگ خليج فارس و عمليات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ايالات متحده در ميدان نبرد سلاحي الكترومغناطيسي (EMP Weapon) به كار گرفت كه هدفي دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط راديويي دشمن، و تاثيري وحشتناك در زمينه جنگ رواني! بدين ترتيب، بهتر مي توان درك كرد به چه دليل ده ها سرباز عراقي بدون جنگيدن خود را تسليم كردند. 
    شكل ديگر بكارگيري تكنولوژي چندمنظوره «هارپ»، انتقال مقادير بسياري انرژي بدون استفاده از كابل است، كه به عنوان مثال براي تغذيه باتري هاي الكتريك يك زيردريايي كاربرد دارد. اما، زمينه اجرايي ديگري نيز وجود دارد كه بسيار وحشتناك است. كافي است آزمايش هاي مخفي و وحشتناك انجام گرفته بر روي سربازان بيچاره را به خاطر آوريم كه طي آنها مقادير زيادي مواد مخدر به منظور تغيير رفتار اين سربازان به آنها تزريق گرديد و يا، همان طور كه در بالا بدان اشاره شد، تاثيرگذاري بر فعاليت هاي مغزي به كمك امواج الكترومغناطيسي. دكتر «نيك بگيچ» بي ترديد تاكيد مي كند كه يكي از اهداف پروژه «هارپ» كاربردي كردن چنين سلاحي است. «خوزه دلگادو» و يا دكتر «رابرت بكر» موفق شده بودند نشان دهند كه امواجي از نوع امواج بسيار كوتاه(ELF) به همراه يك جريان آلترناتيو فركانس هايي را پديد مي آورد كه مي توان از آنها با نتايجي كاملاً ملموس استفاده كرد. بنابراين، قابل درك است كه تكنولوژي هايي از اين دست براي كارشناسان استراتژي پنتاگون بسيار جذاب بنمايند. 
    منابع: سايت هاي هارپ آلاسكا، مولتي مانيا، ارت پالس، كنسپيراسيون، موندياليزاسيون، آلترانفو، سيتي نت،ژئو ليبرتر، بيلبيت نامبرز.
    محمود راستين، كارشناس هواشناسي در ارتباط با اين مسئله، در گفتگويي كه با بروبچه هاي گروه جامعه روزنامه «شرق» داشت گفت: باروري ابرها براي مبارزه با خشكسالي و كم آبي روش معمول و امكان پذير در دنياست و اين اقدام در كشور ما هم انجام مي شود. وي از باروري ابرهاي درياچه اروميه در سال گذشته براي مقابله با بحران كم آبي مثال زد كه تا حدودي- هر چند موقت- عملكرد موفقي نيز داشت. اما به گفته اين كارشناس، عكس اين روش و غير باران زا كردن ابرها تاكنون سابقه نداشته است و اطلاعاتي هم از اين شيوه در دست نيست. 
    «محمود احمدي نژاد مي گويد اروپا، باران ايران را مي دزدد». اين عنوان برگزيده روزنامه ديلي تلگراف است از اظهارنظر جديد و در عين حال تكان دهنده. روزنامه اي كه طرفدار پيمان آتلانتيك شمالي است و از سال 1855 ميلادي كه تاسيس شده، تاكنون نيز فرمت بزرگ خود را نيز كنار نگذاشته است. 
    اما پيش از مطالعه بخشي از متن مقاله روزنامه ديلي تلگراف شايد بد نباشد مروري داشته باشيم بر اظهارنظر رئيس جمهوري كشورمان در مراسم افتتاح سد «كمال صالح» در استان مركزي پيرامون باران دزدي غربي ها. 
    
    و اما مقاله «ديلي تلگراف»
    باراني هندرسون (barney Henderson) در 21 ماه مي 2011 پيرامون اتهام محمود احمدي نژاد به غرب بابت باران دزدي چنين نوشت تا مشخص شود هيچ اظهارنظري از چشم آنها پنهان نمي ماند. چند دقيقه بعد از اينكه رئيس جمهوري ايران ادعاي شگفت انگيز خود را در مراسم گشايش سدي در استان مركزي مطرح كرد، باران شروع به باريدن كرد! 
    آقاي احمدي نژاد در اراك- شهري در استان مركزي- بيان كرد: «كشورهاي غربي برنامه هايي را در بخش هاي خاصي از جهان از جمله ايران طرح ريزي كرده اند كه باعث خشكسالي مي شود». 
    او گفت: «با توجه به گزارش هاي هواشناسي، كه دقت آنها تاييد شده است، كشورهاي اروپايي از ابزارهايي استفاده مي كنند كه باعث بارش باران در قاره ي خودشان مي شود». 
    احمدي نژاد اروپا را متهم كرد: «آنها با اين كار جلوي رسيدن ابرهاي باران زا را به كشورهاي ديگر ازجمله ايران مي گيرند». 
    وي همچنين به مقاله اي از يك سياستمدار غربي كه البته هويت او را مشخص نكرد، اشاره كرد كه در آن، در مناطقي بين تركيه و ايران تا شرق آسيا در 30 سال آينده خشكسالي پيش بيني شده است. 
    احمدي نژاد در تاييد صبحت هاي خود گفت: «مناطق ذكرشده در اين مقاله شامل كشورهايي هستند كه فرهنگ و تمدن آنها غرب را مي ترساند».
     
    دو نظر در كامنت هاي يك خبرگزاري 
    پس از درج اظهارنظر رئيس جمهوري دو كامنت (پيام) از سوي مخاطبان خبرگزاري انتخاب، روي خروجي آن قرار گرفت كه فارغ از موافقت و مخالفت ها مي خوانيد: 
    
    بدون نام: (موافق باران دزدي) 
    احمدي نژاد آنچنان هم غلط نگفته. از اونجايي كه جريان هاي باران زا از غرب ايران و دقيقا، از سمت كشورهاي اروپايي وارد مي شوند، تاسيسات جديد و پيشرفته هارپ، كه لايه يونيسفر جو رو با استفاده از پرتاب امواج مغناطيسي بسيار قوي يونيزه مي كند مي تواند ابرها را به بارش وادار كند و عملا آنها را تخليه كند. ضمنا چند وقتي است كه يكي از اين تاسيسات در كشور دوست و برادر امارات هم نصب شده است! سلاح هارپ سلاح قرن است و با آن تغييرات آب و هوايي ايجاد مي كنند. حتي مسئله زلزله هائيتي هم مشكوك گزارش شده است. خصوصا اينكه لايه يونيسفر جو يك ساعت قبل از زلزله به رنگ قرمز درآمده بود؛ يعني يونيزه شده بود. 
    
    علي اكبر موسوي: (مخالف باران دزدي) 
    بنده پروژه هارپ را رد نمي كنم، ولي اظهارنظر در خصوص به كارگيري آن در زمينه ايجاد خشكسالي در ايران نبايد با اين صراحت صورت پذيرد. ضمنا در ايران خشكسالي همواره اتفاق افتاده و از 2500 سال قبل تاكنون، اين پديده در ايران اتفاق افتاده است. بنابراين عدم مديريت مناسب در منابع آب و عدم وجود طرح جامع آمايش سرزمين در كشور را نبايد با اعلام دلايل غيرموجه توجيه نمود. 
    



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 20:43 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |
منابع آب 

وضعيت آب هاي استان همدان

هواي استان همدان معتدل كوهستاني است .ميزان بارش در اين استان مطلوب نيست هر چند كه ميانگين بارش سالانه ي اين استان از ميانگين بارش كشور بالاتر است . استان همدان از نظر منابع خاك وضعيت مطلوبي دارد ولي ميزان بارش جواب گوي منابع خاك در بخش كشاورزي استان نيست.

استان همدان با مشكل كم آبي رو به روست . اين امر علاوه بر لطمه زدن به بخش كشاورزي در برخي سال ها مشكلاتي را در زمينه ي تامين آب آشاميدني ايجاد مي كند. مطالعه ي مجدد و دقيق منابع آب استان بازنگري شيوه هاي استفاده از اين منابع و اقدام به ذخيره سازي آ ب ممكن است مشكلات كمبود آب و توزيع نا برابر را در فصول مختلف سال حل كند.

منابع آب

الف - منابع آب سطحي : استان همدان در محدوده ي سه حوضه ي آبريز عمده ي كشور قرار دارد. هر يك از رودهاي گاماسياب . قره چاي و تلوار به ترتيب به حوضه ي آبريز خليج فارس و درياي عمان . حوضه ي آبريز مركزي و حوضه ي آبريز درياي مازندران تعلق دار ند.

1- رود گاماسياب : اين رود دائمي . پر آب ترين رود استان است و با شعبه هايش . بين كوه هاي مياني و جنوبي استان جريان دارد . رود كاماسياب در مسير خود شاخه هاي مهمي به نامهاي  رود ملاير . قلقل رود و خرم رود را دريافت مي كند . گاماسياب پس از سيراب كردن دشت نهاوند و از جنوب غربي استان همدان وارد كرمانشاه مي شود . اين رود يكي از شاخه هاي مهم رود كرخه به شمار مي رود و در نهايت به خليج فارس مي ريزد .

2- رود قره چاي : اين رود فصلي بين كوه هاي مياني و شمالي استان جاري است . شعبه هاي مهم آن مانند رود آبشينه  و رود صالح آباد و ساير شعبات فرعي آن از قله هاي كوهستان الوند سرچشمه مي گيرند.

رود قره چاي از كوه هاي شمالي استان نيز شعبات ديگري به نامهاي خميگان . زهتران و دمق را دريافت مي كند . قره چاي پس از زهكشي بخش مهمي ازسطح استان از شرق استان همدان وارد استان مركزي مي شود و درنهايت به حوضه ي مسيله در حوضه ي آبريز مركزي مي ريزد .

3- رود تلوار:اين رود فصلي در شمال غربي استان جريان دارد و پس از طي مسافت كوتاهي وارد استان زنجان مي شود . تلوار از شاخه هاي رود قزل اوزن به حساب مي آيد كه در گيلان به سفيد رود معرف است و به درياي مازندران مي ريزد.

سدها:

مهمترين سدهاي استان دو سد مخزني است كه برروي رود آبشينه ( يلفان ) احداث شده اند و به سد اكباتان و سد آبسينه معروف اند. هدف از احداث اين سدها در درجه اول تامين آب آشاميدني شهر همدان و سپس تامين بخشي از نيازهاي آبي زمين هاي كشاورزي پايين دست سدها بوده است .

ب - منابع آب زير زميني : استان همدان از نظر آب هاي زير زميني در بعضي از مناطق مثل دشت هاي قهاوند . رزن - فامنين . كبودر آهنگ و همدان - بهار در گذشته وضعيت مطلوبي داشته ولي درسالهاي اخير به علت بهره برداري بي رويه . سطح آب هاي زير زميني در اين دشتدها با كاهش شديد مواجه شده و وضعيت بحراني پيدا كرده است . از ميان چهار دشت نيمه ي جنوبي استان . دشت هاي اسدآباد و نهاوند از نظر آب هاي زيز زميني غني هستند . بهره برداري از منابع آب زير زميني در سطح استان به ترتيب اهميت توسط چاه هاي عميق و نيمه عميق . چشمه ها و قنات ها صورت مي گيرد . پيش ترين استفاده از منابع آب استان در بخش كشاورزي است و پس از آ? مصارف شهري و روستايي و سپس بخش صنعت و معدن قرار دارند.

مشكلات تامين آب :

مشكلات آب در سطح استان دو نوع است : مشكلات طيبعي و مشكلات اجرايي.

الف - مشكلات طيبعي : اين مشكلات عمدتا" به عوامل نامساعد طبيعي مربوط مي شوند. مانند :

- توزيع نامناسب زماني بارش

- توزيع نامناسب مكاني بارش

- پوشش فقير گياهي در حوضه ي آبخيز رودها

- شوري آب در بخشي از مناطق استان مثل قسمت هايي از دشت قهاوند

- وضعيت خاص ناهمواري هاي استان كه باعث مي شود همه ي رودها به خارج از استان سرايز شوند و هيچ رودي به استان وارد نشود و....

ب- مشكلات اجرايي : اين مشكلات بيش تر به نحوي بهره برداري از منابع آب استان مربئط است كه از جمله ي آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

- سيستم قديمي آبياري ( اتلاف آب در شبكه هاي انتقال . رو باز بودن نهرها و تبخير شديد آب اتلاف آب توسط گياهان هرز كنار نهرها و روش آبياري غرقابي)

- سيستم سنتي بهره برداري ( احداث بندهاي خاكي و چوبي ناپا يدار كه اولين سيل آنها را تخريب مي كند ودر نتيجه . نهرها پر از رسوب مي شوند)

- آشنا نبودن كشاورزان با شيوه هاي آبياري كم مصرف ( مثل آبياري باراني و قطره اي )

- خشك شدن و كم آبي يا تخريب قنات ها در اثر بي توجهي يا حفر بي رويه ي چاه هاي عميق و نيمه عميق

- وجود خرده مالكي ( يك پارچه نبودن زمين هاي كشاورزي كه باعث كاهش بازدهي آبياري مي شود)

طرح ها و اقدامات جاري در زمينه ي منابع آب . طرح هاي موجود در زمينه ي منابع آب به دودسته تقسيم مي شوند: طرح هاي مربوط به تامين آب آشاميدني شهرها و روستاها و طرح هاي مربوط به تامين آب كشاورزي .

الف - طرح هاي مربوط به تامين آب آشاميدني شهرها و روستاها

- حفرچاه هاي عميق در دشت هاي استان .

- احداث سدهاي مخزني مثل سد آبشينه يا سدهاي در دست مطالعه مثل سد سياه كمر در شهرستان همدان . سد كلان در ملاير و سد امام زاد عسگر در شهرستان بهار .

ب - طرح هاي مربوط به تامين آب كشاورزي .

- سدهاي مخزني در دست مطالعه . شيرين سو.آلان عليا . قاباق تپه در شهرستان كبودر آهنگ . سد شنجور در شهرستان رزن . سد نعمت آباد در شهرستان اسد اّباد و سد ملوسان در شهرستان نهاوند.

- احداث بندهاي انحرافي در نقاط مختلف استان .

- تغذيه ي مصنوعي و كنترل سيلاب در دشت هاي اسدآباد . همدان - بهار. كبودر آهنگ . رزن

- فامنين و قهاوند.

- انجام دادن كارهاي مطالعاتي براي احداث شبكه هاي آبياري و زه كشي و ايستگاه پمپاژ در شهرستان نهاوند.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 11:16 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |

 چکیده: 
در زمینه مباحث خشکی و خشکسالی مباحث متعددی قابل طرح است که هریک به نوبه خو نیازمند توجه کافی است.. از دیدگاه مباحث اجتماعی و فرهنگی اصلاح نگرش به موضوع خشکسالی و بینش علمی و واقع گرایانه، که لازمه برنامه ریزی برای آینده است باید مورد تأکید قرارگیرد.. دیدگاههای تقدیرگرایانه و سطحی نسبت به این موضوع در بسیاری از اقشار جامعه قابل مشاهده است که نیاز به اصلاح دارد. اقدامات آموزشی بلندمدتی دراین زمینه لازم است لیکن در سال های خشک به دلایل متعدد این اقدامات می تواند از قوت بیشتری برخوردار گردد.  انگیزه ها و توجهات معطوف شده به پدیده خشکسالی، درسال های خشک را باید به فال نیک گرفت ولازم است محققان و اندیشمندان درحفظ دستاورد این توجهات برای سال های بعد، حتی اگر شرایط ترسالی حکمفرماگردد، بکوشند. دوره های خشکسالی فرصتی مغتنم برای فرهنگ سازی در خصوص لزوم بازنگری در مدیرت آب و اشاعه فرهنگ بکارگیری روشهای آبیاری مقتصدانه در مصرف آب است. اصلاح نگرش عملکرد «تن در هکتار» با «تن در ازای متر مکعب آب مصرفی» می تواند در این سال های خشک مورد تأکیدقرارگیرد. و یا فرهنگ ارزش اقتصادی آب در تولید محصول ، یا به عبارتی مقایسه ارزش اقتصادی محصول تولیدشده به ازای میزان آبی که مصرف تولید آن شده است. اگرچه خشکسالی نیز از جمله مباحثی است که «علاج واقعه قبل از وقوع بایدکردن» درآن صدق می کند، به هر تقدیر با بروز خشکسالی نیز می باید اقداماتی اندیشیده و بابرنامه در پیش گرفت تا از تعمیق خسارتها جلوگیری نماید. دراین راستا شناخت جامعه هدف که خسارات خشکسالی تأثیر بیشتری در آن دارد، مناطق ، اقشار آسیب پذیر و بهره برداران آسیب بیننده از این پدیده لازم است. عدم رسیدگی بموقع و مناسب به این اقشار می تواند پیامدهای خشکسالی هم برای جامعه و هم ازجهت تولیدات کشاورزی، برای سال های آینده سنگین ترکند. در اینجا با توجه به نوع فعالیتها کشاورزی و نیز باتوجه به دامداری و زندگی عشایری( در حد مقدورات این مکتوب)، محورهای برخورد با خشکسالی از جهت مسائل اجتماعی و فرهنگی بررسی گردد.   
 
همجواری خشکسالی و قحطسالی در فرهنگ ایرانی:
در فرهنگ لغت دکتر معین ذیل واژه «خشکسال» آمده: «سالی که در آن باران نبارد؛ سال خشک، سال قحط » و درخصوص واژه خشکسالی آمده:« وضع خشکسال و قحط و غلا» دیگر واژه نامه های زبان فارسی نیز تعاریفی تقریباً مشاب ارائه داده اند. نگاهی ساده به همجواری عبارت «خشکسالی» با «قحطسالی» در این سرزمی کافی است تا عمق تاریخی و ریشه این پدیده را در فرهنگ و تاریخ این سرزمین دریافت. دوره های خشکسالی و ترسالی جزئی از سرشت اقلیمی این سرزمین بوده و تغییر پذیری بارش مضاعف بر پدیده کمبود کلی بارش آن و جزئی از ویژگی کلی آن است. در وصیتنامه داریوش کبیر به جانشینان خودنیز این موضوع با تأکید بر ساخت سیلوها و انبارکردن غله برای سال های قحطی دیده می شود.
زندگی چندهزارساله با فرهنگ و تمدنی دیرین در این سرزمین این تفکر که مردم نسبت به پدیده خشکسالی بی توجه بوده و یا به دنبال راهکاری برای آن نبوده اند را نامعتبر می سازد. شکی نیست که به نسبت تغییرات و فراز و فرودهایی که در تاریخ داشته اند، نحوه برخوردشان با این پدیده نیز متفاوت بوده است . در دورانهای شکوفایی که حاکمانی اندیشه ورز در رأس اموربوده اند برخورد با عواقب خشکسالی با ذخیره غله و دیگر روش های مدیریتی در تهیه و توزیع آذوقه برخوردشده و در سالهایی که مدیریت صحیحی در سرزمین حاکم نبوده و برخورد اصولی با مشکلات خشکسالی صورت نگرفته و مردم به دامان فقر و درماندگی افتاده اند با برخوردهای روحی تقدیرگرایی سعی در تحمل پذیر ساختن این شرایط برای خود نموده اند. به دنبال این نحوه نگرش خشکسالی به صورت تقدیر و غیر قابل مدیریت تلقی شده و با آن به صورت انفعالی برخوردشده و گاه از طریق حاکمان نالایق به منظور کاستن فشار بر ارکان حکومت این نوع افکار تقویت شده است. با توجه به غلبه نسبی تسلط حکومتهای نالایق نسبت به حکومتهای کارآمد و اندیشه ورز در این سرزمین، روحیه تقدیرگرایی نسبت به پدیده خشکسالی در بین توده مردم تحکیم شده است. طبیعی است که این نحوه نگرش تنها در بین عوام دیده نمی شود و حتی با درجات و مراتبی بین فرهیختگان جامعه قابل ردیابی است. با رواج روحیه علمی و آموزش برخورد منطقی و علمی با پدیده خشکسالی در بین اقشارجامعه می توان گامی اساسی و اصولی در برخورد با این پدیده طبیعی برداشت. 
راهکاری که می توان دراین زمینه به صورت خلاصه پیشنهاد داد عبارتست از: اشاعه روحیه علمی و نگرش علمی در بین همه اقشار جامعه از مسئولین و سیاستگذاراران تا بهره برداران ، به شکلی که به موضوع خشکسالی با برنامه و به صورت پدیده ای طبیعی ، نه قهر طبیعت ، برخورد شود ، پرهیز از روحیه تقدیرگرایی  و آموزش راههای برخورد علمی با آن به همه مردم.
 
خسارت مضاعف« خشکسالی» به دنبال اغواگری« ترسالی» ها:
از نظر جغرافیایی در نواحی خشک تغییرات کوتاه مدت مرزهای اقلیمی و بروز سال های مطوب تر و یا خشکتر نسبت به شرایط نرمال، تحولاتی را در شیوه های معیشتی به همراه دارد که از جمله آنها گسترش دامداری و یا به زیر کشت بردن وسعت بیشتری از زمینهایی است که دارای استعداد نسبی کشت می باشند، ولی با بروز خشکسالی ها امکان انطباق با شرایط پیش آمده مشکل گشته و درنتیجه به ناچار دست به استفاده مفرط از منابعی می زنند که شرایط بیوکلیماتیک لازم و کافی رابرای تحمل این فشار ندارند.
با این دیدگاه خسارت مضاعف خشکسالیها در بسیاری موارد ناشی از عدم واقع بینی در انتخاب روشهای بهره برداری از سرزمین و انتخاب عرصه و نوع فعالیت تنها براساس شرایط دوره مرطوب است. سرزمینهای خشک و نیمه خشکی همچون ایران در ذات ویژگی اقلیمی خود ، علاوه بر خشکی نسبی این سرزمینها با تغییر پذیری زیاد بارش مواجه اند که لزوم برنامه ریزی دقیق علمی براساس واقعیتهای بلندمدت اقلیمی و تحلیل های علمی مبتنی بر آن را ضروری می سازد. ترویج روحیه واقع بینی و نگرش علمی در زمینه تغییرات اقلیمی و احتمالا ترویج استفاده از پیش بینی های هواشناسی بلندمدت (چنانچه چنین پیش بینی هایی وجود داشته باشد ) ، دربین مردم می تواند هم در دوره های ترسالی و هم خشکسالی مؤثر واقع گردد. طرح و اجرای آمایش سرزمین و تعیین و پیش بینی نوع کاربری ها ، نوع و الگوی کشت یا دیگر فعالیتهای کشاورزی و غیره ، به صورت دقیق و کاربردی و با توجه به الگوهای اقلیم (که دربردارنده شرایط متوسط ها همراه با تغییر پذیری می باشد، می تواند چارچوب برنامه های آموزش و ترویج رانیز برای اراضی مشخص نماید.
تجربه نشان داده است در سال های خشک موضوعات معطوف به معضل کم آبی و خشکی در مناطق کشور بسیار مطرح می گیرد و گاه نیز برنامه ها و افکار خوبی در این راستا در راستای مدیریت آب و الگوهای بهره گیری مناسب از آب شکل می گیرد؛ اما در اغلب موارد با اولین بارش مؤثر و قابل توجه بسیاری از این مباحث رنگ می بازد. دست اندرکاران ، محققان و برنامه ریزانی که به مقوله خشکسالی و کمبود آب به عنوان یک عنصر واقعی جغرافیای ایران می نگرند باید از دستاورد های شکل گرفته سال های خشک ، بعد از پایان خشکسالی نیز دفاع کنند.
راهکاری که می توان دراین زمینه به صورت خلاصه پیشنهاد داد عبارتست از: لازم است بررسی شرایط اقلیمی استان و تغییر پذیری آن و آموزش مطالب به همه و نیز اعتمادسازی برای بهره برداری از پیش بینی های هواشناسی طولانی مدت و اطلاع رسانی مناسب  ، همراه با دستورالعمل های عملی  آن به اقشار جامعه صورت گیرد. باید مراقب بود که با اولین باران مباحث خشکسالی به فراموشی سپرده نشود، چراکه خشکی وخشکسالی از عناصر جغرافیای این سرزمین است که برخورد باآن نیازمند برنامه ریزی و اجرای علمی است.
 
خشکسالی و فقر:
در مطالعات مربوط به خشکسالی و فقر در کشورها معمولاً از قحطی به عنوان پیامد خشکسالی و به دنبال آن رابطه فقر با قحطی بررسی شده است. در ایران با توجه به شرایط خاص اقتصاد مملکت و وجود درآمدهای سرشار نفتی امکان پرداخت یارانه و توزیع تقریباً مجانی آرد در نانوایی ها فراهم شده و اقلام دیگری  نیزبه صورت کالابرگی توزیع می گردد که گرسنگی به صورت کمبود کالری را درایران بسیار محدودساخته است. در استان همدان نیز تبعاً چنین شرایطی حاکم است. با این حال قسمت قابل توجهی ازجمعیت این کشور به انواع سوء تغذیه به صورت کمبود در دریافت ریزمغذی ها مواجه اند. همچنین ترکیب غذایی متداول ، نسبت به الگوی غذایی مناسب توصیه شده ( با ترکیب خاصی از سبزیجات و میوه ها ، فراورده های لبنی و انواع گوشت و انواع حبوبات و غلات ) تفاوت های زیادی رانشان می دهد که به ویژه دردهک های پایین درآمدی به نحو چشمگیری دیده می شود.
بررسی پدیده فقر در جهان نشان دهنده شیوع بیشتر فقر درمناطق روستایی است ؛ و این مطلب توسط مطالعات انجام گرفته در ایران تأیید گردیده است. اتکای بسیارزیاد مردم درمناطق روستایی به درآمدهای کشاورزی، چه به صورت مستقیم وچه به صورت غیر مستقیم، اهمیت خشکسالی رابرای معیشت مردم روستایی نشان می دهد.
از فقر معمولا به عنوان چرخه ای پلید نام می برند؛ طی این چرخه به طور خلاصه فقر باعث ضعف افراد از نظر جسمی، روحی و اجتماعی می گردد و این عوامل باعث فقر می گردند و به این ترتیب تشکیل چرخه ای بسته رامی دهند که از آن به عنوان تله محرومیت نیز نام می برند. خشکسالی از جمله عواملی است که باعث می شود عده ای افراد از بالای خط فقر به داخل فقر سقوط کنند و اقداماتی را که احتمالاً از طرف خود افراد یا نهادهای دولتی برای شکستن چرخه فقر صورت گرفته عقیم گذارد. فروش زمین این افراد از روی ناچاری حاصل ازاین شرایط، فروش ابزار کار، فروش و یا مصرف بذری که برای سال بعد لازم است، پیش فروش محصول به سلف خران، دریافت وام های با سود کلان از ربا خواران و یا دریافت وام نقدی و جنسی از فروشندگان محلی و پیله وران اگرچه در کوتاهمدت ادامه حیات خانوار رامقدور می سازد ولی غالباً شدت فقر را برای سال های بعد افزایش می دهد.
بر اساس آخرین سرشماری انجام شده استان همدان در سال 1385 استان همدان دارای 1114 آبادی دارای سکنه بوده که 867115 نفر در مناطق روستایی استان ساکن بوده اند. استان همدان با 7/51% جمعیت روستایی در این سال جزء معدود استانهای کشور بوده که هنوز جمعیت روستائی درآن بیش ازجمعیت شهری بوده است.
خشکسالی کشاورزی در شهرهانیز پیامدهای خودرابه صورت گرانی و کمیابی موادغذائی نشان می دهد. یارانه های موجودکنونی به دنبال تأمین کالری مورد نیاز ظاهراً موفق است ، لیکن سوء تغذیه ناشی از عدم ترکیب مناسب و کمبود ریزمغذیها، پروتئین های حیوانی و میوه ها و سبزی ها در چنین شرایطی تشدید می گردد. خانوارها ناچارند سهم بیشتری از درآمد خودرابه تأمین موادغذائی اختصاص دهند و شاخص فقردر شهرها نیز به این صورت بالا خواهد رفت. جمعیت زیر خط فقر استان که با نگرش خوش بینانه 20% جمعیت استان را تشکیل می دهد با خشکسالی اوضاع وخیم تری پیدا خواهدکرد. در عین حال شرایط اقتصادی و تورم ، همزمان با پیامدهای خشکسالی جمعیت کثیری را که در حدود خط فقر و کمی بالاتر از آن قرارگرفته اند به سرازیری فقر خواهد انداخت.
پیامدهای متقابل فقر ایجاد شده برای محیط زیست نیز قابل ذکر است. بررسی ها و تحقیقات علمی در جهان نشان می دهد، فقر نیز به نوبه خود می تواند در تخریب محیط زیست مؤثر واقع شود. در این راستا ازجمله می توان گفت که احتمالاً انسان های فقیر به ناچار بهره برداری فشرده از منابع را انجام می دهند و تصمیم گیری منطقی برای بهره برداری پایدار از منابع برای آنان دشوار است. دامدار گرسنه و فقیر نمی تواند به امید اینکه سال آینده وضع مرتع بهتر شود از تعداد دام و یا مدت پرای دامش در مرتع بکاهد.
  راهکاری که می توان دراین زمینه به صورت خلاصه پیشنهاد داد عبارتست از: مشخص نمودن خط فقر روستایی در مناطق استان همدان و درنظر گرفتن آن برای رساندن کمک به افراد آسیب پذیر و اجرای  کمک های لازم به افراد آسیب دیده از خشکسالی . محورهای این بررسی برای تعیین افراد آسیب دیده می تواند با توجه به نوع فعالیت کشاورزی، نوع منابع آبی ، الگوی کشت و نوع محصول صورت گیرد. خشکسالی می توتند دردهک های پایین درامدی خسارات جبران ناپذیری نیز بر وضعیت تغذیه، به وپژه در سنینی که آسیب پذیری از فقر تغذیه بیشتر است، گردد. ضعف حاصله و بیماری ها و ناتوانی هایی که دراثر چنین سوء تغذیه ای ایجادمی گردد، حلقه فقر و محرومیت را دراین افراد محکمتر می کند؛ لذا کمکهای سریع به این افراد لازم است. علاوه بر مناطق روستایی حمایت بیشتر از اقشارآسیب پذیر شهری نیز درچنین سالهایی ضروری است.
 
برآورد جمعیت آسیب پذیر از خشکسالی با توجه به انواع فعالیت های کشاورزی :
در آخرین سرشماری کشاورزی کشور درسال 1382 تعداد بهره برداری های اراضی کشاورزی در استان 120975بهره بردار ، تعدادبهره برداران اراضی زراعی 93420بهره بردار و تعدادبهره برداران دارای باغ 81005 بهره بردار بوده است . تعداد بهره برداران دارای دام استان دراین سال نیز158516 بهره بردار بوده است. همین سرشماری تعدادبهره برداران دارای اراضی و باغات دیم 58188بهره برداربامتوسط43/9 هکتاربرای هربهره بردار نشان می دهد.

جمعیت آسیب پذیر از خشکسالی با توجه به فعالیت زراعی :
در بین 93420بهره بردار اراضی زراعی استان متوسط اراضی آبی هر بهره بردار7/8هکتارزمین آبی بوده است. متوسط زمین زیرکشت بهره برداران کشت آبی 7/3هکتار و متوسط زمین زیرکشت بهره برداران دیم 5/9هکتار بوده است.
 
نوع محصول و بهره برداران آسیب پذیر از خشکسالی:
در بین محصولت مختلف نیز میزان خسارت ازخشکسالی یکسان نخواهد بود. محصولاتی که سطح کشت دیمی بیشتری دارند آسیب بیشتری می بینند . بعضی ازمحصولات حتی به شکل بهره برداری آبی، همزمان قسمتی از نیاز آبی شان در محاسبات زارعان  با اتکای به بارش و رطوبت خاک تنظیم می گردد . چنانچه امکان آبیاری برای جبران سهم بارش و رطوبت خاک که دراثر خشکسالی کم شده نباشد این خسارت در ارضی آبی نیز منجر به کاهش محصول می گردد و در صورت وجود آب کافی برای آبیاری جبرانی ،هزینه ها را بالا می برد. 
دربین محصولات کشت شده استان همدان (سال زراعی 84-83)مهمترین محصولات دیمی گندم(339624هکتار) ، جو(30174هکتار) ، نخود(11715هکتار) ، عدس(5786هکتار) ، سایر حبوبات (2784هکتار) ، یونجه( 389هکتار) و سایرنباتات علوفه ای( 7432هکتار) بوده است. از ارقام مذکور مشخص است که اقلام عمده تر شامل گندم،جو و حبوبات بوده است. تولید کنندگان این اقلام به صورت دیم خسارت عمده راتحمل می کنند. همانطورکه گفته شد کشت هایی همچون گندم و جو حتی در شکل تولید آبی در جیره بندی آبیاریشان سهمی برای آب باران درنظرگرفته می شود که درمواقع خشکسالی خسارت خواهند دید ویا هزینه های مضاعفی رابرای جبران کمبود طلب می کنند که در مباحث اقتصادی خشکسالی برآورد آن لازم است.
 
راهکاری که می توان دراین زمینه به صورت خلاصه پیشنهاد داد عبارتست از:شناسایی افراد آسیب دیده با توجه به نوع فعالیت و پرداخت خسارت در قالب بیمه و حوادث غیر مترقبه ، به ویژه به افراد ضعیف تر به منظور جلوگیری از سقوط آنان در فقر.
 
جمعیت آسیب پذیر از خشکسالی با توجه به فعالیت های دامداری :
در استان همدان حدود 78هزار بهره بردار دام کوچک و بزرگ ثبت شده که 42% تنها دام کوچک داشته اند؛ متوسط تعداد دام این بهره برداران 26رأس گوسفند و بز بوده است. 26% از بهره برداران دام تنها دام بزرگ داشته اندکه هر بهره برداری 4رأس گاو و گوساله داشته است. بهره برداری هایی که دام کوچک و بزرگ را توأم داشته اند 25هزاربهره برداری بوده که شامل 28دام کوچک و 3 رأس دام بزگ بوده است. یک مقایسه ساده نشان می دهد خانوارهایی که تنها دارای دام کوچک بوده اند متوسط تعداد دامشان از بهره برداری های توأم کمتر بوده است. اگر چه آمارهای موجود ارقام متوسط ها را بدست می دهد ، به هرحال می توان چنین استنباط کرد که خانوارهای دارای دام کوچک نسبت به خانوارهای دارای دام به صورت توأم از بنیه مالی کمی برخوردارند. در بسیاری ازموارد این خانوارها هیچ گونه زمین زراعی نیز ندارند . دام های کوچک در استان تا دو سوم از مدت سال در فضای بیرون چرا می شوند و برعکس دام بزرگ عمدتا به صورت بسته و وابسته به تغذیه دستی است. بهره برداری از علوفه مراتع ، ضایعات کشاورزی، ته چر و پس چر مزارع برای تعدادی از روستائیان بی زمین این امکان را فراهم کرده که اقدام به نگهداری دام نمایند. حتی کمیته امداد نیز یکی از طرح های موفق در زمینه اشتغالزائی و خودکفائی را پرداخت وام برای گوسفندداری در نظر گرفته است. اولین گروه آسیب بیننده دامدار ، از خشکسالی این قشر می باشد؛ چراکه علوفه مرتعی و ته چر غلات و کاه به شدت تحت تأثیر خشکسالی قرارمی گیرد. در خصوص دامداران به صورت توأم نیز تبعاً دام های کوچک که بیشتر به چرای آزاد وابسته اند بیشتر صدمه می بینند. در خصوص تعلیف دستی نیز آسیب پذیری دامداران بستگی به قیمت نهاده ها و علوفه مورد نیاز خواهد داشت . چنانچه خشکسالی سراسری باشد و منجر به افزایش قیمت علوفه گردد این اقشار نیز آسیب می بینند.(خشکسالی سال 1387 جزء خشکسالی های سراسری است و منجر به افزایش قیمت علوفه شده است) 
 
باتوجه به تعداد 142000بهره بردارسرشماری شده در آخرین سرشماری کشاورزی استان همدان؛ تعداد 94000بهره بردار زراعت ، 87600بهره بردار باغداری ، 45500بهره بردار پرورش دام بزرگ و 58000 بهره بردار پرورش دام کوچک ، اهمیت خشکسالی در بین جامعه روستایی استان روشن تر می گردد. تعدادی از این بهره برداران نیز در شهرهای بزرگ و کوچک استان ساکن اند . با در نظرگرفتن 5 نفرجمعیت(متوسط بعد خانوار) برای 142هزار بهره بردار سرشماری شده ، 710هزار نفر درسطح استان همدان تحت تاثیر فعالیتهای کشاورزی مستقیماً با فعالیتهای کشاورزی درارتباط و در اثر خشکسالی مستقیماً آسیب می بینند.
میزان تأثیرپذیری مستقیم از خشکسالی دراثر انجام فعالیت کشاورزی با توجه به نوع فعالیت متفاوت است . بیشترین تأثیر مستقیم در کشت های دیم قابل مشاهده است. در استان همدان 22هزاربهره بردار دارای زمین زراعی صرفاً دیم، 36هزار بهره بردار زمین آبی و 36 هزار بهره بردار آبی و دیم معرفی شده اند. 23%بهره برداران زراعی تنها زمین دیم دارند که 30%کل اراضی زراعی را به خوداختصاص داده اند . 22هزار بهره بردار صرفاً دیم ، (با احتساب هربهره برداری یک خانوار پنج نفره) جمعاً 109 هزار نفر را شامل می گردد ؛ دراین خانوارها بیشترین تأثیراز خشکسالی ترسیم می گردد. خانوارهای دارای زراعت آبی ودیم 38% از کل خانوارهای بهره بردار زراعی راتشکیل می دهد که این بهره برداران 29% اراضی شان آبی و بقیه دیم است. ( بهره برداران صرفاً دیم45% و بهره برداران توأم آبی و دیم  55% اراضی دیم رادارند. )متوسط زمین دیم این بهره برداران صرفاً دیم4/11 هکتار است؛ متوسط اراضی بهره برداران دارای زمین آبی و دیم بصورت توأم 7/11هکتار است که شامل 3/8هکتار زمین دیم و 4/3 هکتار آبی است. 
 
 
افراد کم زمین و خسارت خشکسالی : توزیع 93420 بهره بردار اراضی زراعی استان در بین طبقات اندازه اراضی نشان دهنده سهم 4/11درصدی بهره برداران زیریک هکتار، 38درصد1تا5هکتار،40درصد 5 تا20 هکتار،8/8درصد20تا50 هکتار و 8/1درصدبیش 1ز50هکتار زمین می باشد. اگرچه افراد کم زمین از نظر مبلغی نیز خسارت بالنسبه کمتری را خواهند داشت، اما به دلیل فقر و بنیه مالی ضعیف غالب درخانوارهای کم زمین، خشکسالی برای آنان نیز اهمیت بسیاری خواهد داشت، مختصر کاهشی در درآمد آنان زندگی شان را به شدت درگیر خواهدساخت.
 
خشکسالی و عشایر:
مراتع استان همدان ییلاق عشایری است که درحدود 650 هزار رأس دام در اواسط بهاروارد استان همدان می کنند و درپاییز به سمت مناطق قشلاقی حرکت می کنند. اتکای این بهره برداران اصولاً بر مراتع است، لیکن این بدان معنا نیست که نیازمند علوفه دستی برای چرای دام های خود نیستند. این دامداران برای پروار بستن تعدادی از دام های خود نیازمند علوفه دستی می باشند. همچنین به علت ضعیف شدن مراتع حتی در ییلاقات و نیز در میان بند ها، نیازمند تأمین قسمتی از جیره دام ها به صورت دستی می باشند. به ویژه در سال های خشکسالی در قشلاق ، چنانچه ممانعت های قانونی درکارنباشد، زودتربه سمت استان همدان حرکت می کنند و بالعث ضعیفتر شدن مراتع می گردند. شرایط مراتع استان همدان حتی در سالهایی که خشکسالی نیست به گونه ای است که تعداد دام موجود بر روی آن عموماً بیش از سه برابر تعداد دام مجاز می باشد. تبعاً در سال های خشکتر این فشار بیشتر می گردد و بحران تخریب مراتع در این سالها بسیار ویران کننده تر است. در سال های خشک دامداران عشایر مجبور می شوند بسیاری از دام های خود را به قیمت ارزان بفروشند و به این طریق مشکلات فقر و معیشتشان برای سال آینده بیشتر خواهد شد. 
راهکاری که می توان دراین زمینه به صورت خلاصه پیشنهاد داد عبارتست از: لازم است نظارت دقیق تر و جدی تری برای ورود و خروج دام عشایر به استان در سال های خشک صورت گیرد. کمک به عشایر به دو صورت خرید دام های آنها به قیمت عادلانه و توزیع بین مصرف کنندگان، یا دراختیارقراردادن آنها به دامداران پرواربند؛ و نیز کمک درتأمین علوفه دستی برای آنان به منظور کاستن از فشار بیش ازحد برمرتع و جلوگیری از به هم ریختن اقتصاد خانوار.
 
خشکسالی و مهاجرت روستائیان به شهرها:
مهاجرت روستائیان به شهرها و تغییر موازنه جمعیتی به نفع شهرها پدیده ای است که تحت تأثیر عوامل گوناگونی صورت گرفته که یکی از مهمترین آنها مشکلات معیشتی و اشتغال در روستاها است. رشد جمعیت بالا درمناطق روستایی و شیوه های اقتصادی حاکم در این مناطق با اتکای بسیار زیاد اقتصاد متکی برکشاورزی منجر به محدودیتهایی برای پذیرش جمعیت در روستاها می گردد. پاره ای عوامل به صورت ضربه هایی کاری بر پیکر روستا می تواند منجر به افزایش ناگهانی مهاجرتهای روستائیان و حتی خالی ازسکنه شدن بعضی آبادی ها گردد. یکی از عوامل مهم در این را زمینه مهاجرت در اثر خشکسالی است. خشکسالی با صدمه به باغ ها، زراعت ها، مراتع و دام ها و نیز ایجادمشکلات احتمالی حتی برای آب آشامیدنی انسان و دام ، روستائیان را ناچار به مهاجرت کند. اگرچه تعدادی از روستاها و یا تعدادی از بهره برداران در بعضی مناطق به دلیل بهره برداری از آب های زیر زمینی و برداشت آب از اعماق زیاد (که در بسیاری موارد حتی برداشت آب های فسیل می باشد) کمتر تحت تأثیر خشکسالی های کوتاه مدت و یکساله قرار می گیرند، در بسیاری از مناطق استان ، به سبب ویژگی های زمین شناسی امکان بهره برداری از چنین چاههایی وجود ندارد و متکی بر آب های سطحی، آب باران، چشمه ها و قنات ها هستند که از خشکسالی های کوتاه مدت نیز تأثیر می پذیرند. این روستاها و این بهره برداران متکی برچنین منابعی بیشتر تحت تأثیر خشکسالی های سالانه قرارمی گیرند و در معرض خسارت قرار گرفته و به ناچار تن به مهاجرت می دهند. خشکسالی های شدید می تواند منجر به تحولات جمعیتی زیادی در مناطق جغرافیایی گردد، بسیاری از مهاجرتهای تاریخی عمده در جهان، در ارتباط با خشکسالی ها قرارگرفته است. حتی درعصر حاضر در آفریقا مهمترین عامل مهاجرت های گروهی، بعدازجنگ ، خشکسالی است. طی چند سال اخیر در افغانستان مهاجرت های عمده ای به دلیل خشکسالی صورت گرفته و در ایران نیز طی چند سال اخیر وقوع مهاجرتهای عمده ای در استان های سیستان و بلوچستان، کرمان و خراسان، به دلیل خشکسالی گزارش گردیده است. بدون شک مهاجرت در دیگر مناطق نیز تحت تأثیر این پدیده با شدت و ضعف صورت گرفته است. در مناطقی از استان همدان نیز مهاجرت جمعی در ار تباط با پدیده خشکسالی محتمل است؛ اما تعداد بهره بردارانی که به دلیل خشکسالی از به دامان فقر شدید سقوط می کنند و به ناچار تن به مهاجرت و در واقع آوارگی در حاشیه شهرها می دهند بیشتر است.  امروزه به دلیل مشکلات بسیار زیاد زندگی در شهرها و کمبود اشتغال برای افرادجدید مهاجرت به شهر سخت تر شده است. بعضی از خانوارها به دلیل شدت فقر حتی در شرایط بسیار سخت که به دلیل خشکسالی نیز تشدید گردیده از حداقل امکانات لازم برای انجام مهاجرت بی بهره اند لذا به ناچار در روستا می مانند و با فقر شدید دست و پنجه نرم می کنند. اگرچه تثبیت جمعیت و باقی ماندن جمعیت در روستا می تواند مفید قلمداد گردد اما نمی توان به قیمت فقر مفرط این جمعیت(به سبب آسیب هایی که در شهر ایجاد می کند)، چنین باقی ماندنی در روستا را امری مثبت تلقی کرد. مطالعات و بررسی های انجام شده در بسیاری از مناطق دنیا نشان می دهد ، در شرایطی که چرخه فقر در روستا حاکم می گردد، مهاجرت می تواند منجر به رهایی این خانوار ها و بهبود نسبی وضع آنها گردد. روستائیان با بررسی زندگی خود در روستا و در نظر گرفتن جمیع جوانب و مقایسه با افرادی که زودتر اقدام به مهاجرت کرده اند اقدام به مهاجرت می کنند . در شرایط کنونی ایران که زندگی در شهرها برای تازه از راه رسیدگان بسیار سخت تر شده ، چنانچه خانواربتواند با مهاجرت کاری و کوتاه مدت بعضی از اعضای خانوار، به حیات خود ادامه دهد مهاجرت جمعی اعضای خانوار در اولویت قرار نمی گیرد. به هر تقدیر خشکسالی جزء عوامل طبیعی بسیارمؤثر در مهاجرت ، می تواند موجب مهاجرت و یا تسریع کننده آن باشد.  
راهکاری که می توان دراین زمینه به صورت خلاصه پیشنهاد داد عبارتست از:بررسی های کارشناسی و برنامه ریزی در جهت کاستن از پیامدهای خشکسالی که مهاجرت های بی رویه را به دنبال دارد.  در خصوص مباحث و راهکارهای مقوله مهاجرت مطالب بسیاری قابل طرح است، اما آنچه دراینجامورد نظر است ، انجام اقداماتی سریع در سال های خشکسالی به منظور جلوگیری از آوارگی روستائیان است .
 
جمعبندی و نتیجه گیری:
اگرچه برخورد با مقوله خشکی و خشکسالی ، به عنوان عنصری از جغرافیای ایران نیازمند برنامه ریزی هایی جدی و طولانی است، لیکن برنامه های کوتاهمدتی نیز در راستای کاستن از خسارات خشکسالی ، در سال هایی که این پدیده رخ می نماید و سالهای بعد از آن لازم است.
نگرش تقدیرگرایانه به پدیده خشکسالی ، کم و بیش درتمام اقشار جامعه قابل مشاهده است که نیاز به اصلاح دارد. از فضا و توجهات ویژه ایجاد شده به این مقوله باید استفاده پایدار نمود و دستاوردهای این توجهات را براس سال های بعدی نیز تداوم داد. اشاعه و ترویج بیمه محصولات نیز دراین سال ها می تواند تأثیر بیشتری داشته باشد که اثرات آن نیز می باید مورد حفاظت و حمایت قرار گیرد.
خیل گسترده ای از افراد جامعه از خشکسالی خسارت می بینند، اثر مستقیم آن به ویژه در روستاها و بهره برداران کشاورزی قابل ذکر است . دراین بین نیز بهره برداران متکی به آب باران و آبهای سطحی خسارت بیشتر و افراد متکی به آب چاههای عمیق (در کوتاهمدت) کمترین خسارت را می بینند. در بین محصولات کشاورزی نیز بهره برداران تولید کننده گندم و جو و حبوبات که اقلام عمده دیم استان راتشکیل می دهند بیشترین خسارت را میبینند. بهره برداران محصولاتی همچون گندم و جو آبی نیز قسمتی از نیاز آبی شان از طریق رطوبت خاک و باران تآمین می گردد که با خشکسالی خسارت می بینند. درشناسایی اقشار آسیب دیده می باید به نوع کشت، نوع منابع آبی و اندازه زمین بهره برداران توجه نمود. بهره برداران دام های کوچک و عشایر از اثرات خشکسالی مراتع همان منطقه خسارت مستقیم تری می بینند اما خسارات بهره برداران دام های بزرگ و دامداری های بسته تابع قیمت نهاده ها خواهد بود که صرفاً تابع شرایط استان نیست و حتی از قیمت های بین المللی غذای دام تأثیر می پذیرد.
عدم حمایت از آسیب دیدگان خشکسالی در مقطع زمانی مؤثر می تواند منجر به تعمیق فقر در بین اقشار زیر خط فقر گردد و خیل عظیمی را نیز به چرخه فقر بیندازد؛ این امر می تواند با فروش وسایل کار، یا ازدست دادن سرمایه مولد خانوار در این سال ها ، وقوع سوء تغذیه و ایجاد ضعف و ناتوانی در اعضای خانوار و بسیار ی پیامد های دیگر منجر به در گیری بیشتر خانوار در فقر گردد. انجام کمک های به موقع، دقیق و حساب شده به اقشاری که به عنوان گروه هدف تعیین می گردند می تواند از تعمیق فقر بکاهد و نیز منجر به صرفه جویی هایی گردد که در صورت عدم اقدام مناسب در زمان حاضر ، رهایی این افراد از فقر برای آینده بر دوش دستگاههای مربوطه خواهد گذارد. انجام صحیح و به موقع اقدامات مذکور می تواند از کاهش تولید سال های آینده نیز جلوگیری نموده و در راستای حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار مؤثر واقع گردد. مهاجرتهای بی رویه از روستاها به مناطق شهری در اثر خشکسالی می تواند اثرات زیانباری را برای شهرها و روستاها داشته باشد. شناسایی خط فقر روستایی در استان و کمک به این افراد و افراد خسارت دیده کهبهره برداران کم زمین و بی زمین(کارگران کشاورزی) از جمله اقشار مهم آن می باشند می تواند از آوارگی خسارت دیدگان در حاشیه شهرها جلوگیری کند. این کمک ها بر خلاف نگرش حاکم هزینه کرد بدون بازگشت نیست ؛ به واقع این اقدامات باید به عنوان سرمایه گذاری جهت کاستن از عواقب بعدی این پدیده قلمداد گردد.  



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 11:13 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |
روش های مقابله با بحران آببحران حادثه ایست که به طور طبیعی ویا به وسیله بشر، به طور ناگهانی ویا به صورت فزاینده به وجود آید که برای برطرف کردن آن نیاز به اقدامات اضطراری، اساسی و فوق العاده می باشد.
●شرایط پس از وقوع بحران
• اوضاع پس از حوادث غیر مترقبه واقعاً پیچیده است، پس از حادثه t جامعه با انبوهی از مشکلات روبرو است و نیاز به اتخاذ تصمیمات فوری دارد و چنانچه تصمیمات صحیح نباشد نه تنها موجب التیام دردهای مردم نشده بلکه عوارض و مشکلات اجتماعی در پی خواهد داشت عمده ترین شرایط پس از حوادث غیر مترقبه عبارتند از:
• فشار های اجتماعی و سیاسی 
• پیچیدگی اوضاع
• کمبود اطلاعات و عدم اطمینان از صحت داده ها
• بلاتکلیفی در اختیار سازمان های درگیر 
• شتاب در تصمیم گیری و اجرای اقدامات لازم جهت بازگشت به وضعیت عادی
‌●تعریف واکنش بحران:
• واکنش یا عکس العمل بحران عبارتست از مجموعه عملیاتی که به وسیله ی سازمان های دولتی، خصوصی و مردمی در مقابله با بحران جهت تقلیل خسارت و ضایعات، عادی سازی شرایط و باز گرداندن به حالت قبل از بحران انجام می گیرد و این عملیات ممکن است با هشدار عامل تهدید کننده و یا بدون هشدار آغاز گردد.
• اجرای عملیات در شرایط بحران همواره با ریسک زیاد می باشد وافراد درگیر با شرایط بحرانی در معرض انواع خطرها قرار دارند. لذا دقت، اعتمادبه نفس با آرامش، تحمل سختی ها و شهامت لازمه ی عضویت در تیم های عملیاتی کمیته ی بحران می باشد.
در واکنش بحران بایستی موارد زیر به طورکامل روشن گردد:
• چه کسی یا گروهی مسوول انجام واکنش است؟ 
• چه افراد یا سازمان هایی باید حمایت نمایند؟
• چه وسایل و ابزاری برای واکنش لازم است ؟
• چه وقتی باید واکنش انجام گیرد ؟ 
• چرا واکنش لازم است؟
• محدوده ی عملیات واکنش کدام است؟
بهترین راهکاربرخورد با بحران کاهش حساسیت و آسیب پذیری جامعه نسبت به بحران است
حوادث غیر مترقبه ی صنعت آب و فاضلاب
۱. بحران ناشی از خشکسالی 
۲. بحران ناشی از سیل
۳. بحران ناشی از زلزله
۴. بحران ناشی از مشکلات کیفی منابع آب
●ایجاد بانک اطلاعاتی 
•ایجاد بانک اطلاعاتی تخصصی مربوط به حوادث و بحران ها در زمینه ی آب و فاضلاب .
•جمع آوری مجموعه ی اطلاعات پایه و تخصصی در ارتباط با سوانح و بلایای طبیعی و بحران هایی که آب و فاضلاب کشور می تواند از آن متأثر گردد.
•مستند سازی اطلاعات حوادث، سوانح و رویدادهای بحران آب و فاضلاب در مواقع مربوط.
•بر آورد و تدوین صورت وضعیت نوع خسارت در وقایع و آسیب های وارده به شبکه ها، چاه ها، مخازن، تجهیزات، تأسیسات تصفیه خانه ها، کیفیت و .... از طرفی و برآورد هزینه های تأمین موقت آب شرب و مصرفی و پایدارکردن شبکه از طرف دیگر و ارائه به مراجع ذیربط.
•پیش بینی و تأمین امکانات، وسایل، تجهیزات، نیروی انسانی و اکیپ های فنی بر اساس تبیین و ایجاد یک ساختار سازمانی مناسب به منظور تأمین موقت، رفع بحران، پایدار کردن شبکه و دایر نمودن چاه ها و مخازن و تجهیزات و.....
●راه کارهای مقابله با بحران خشکسالی و کمبود
•تهیه برنامه ی مدیریت بحران آب برای کشورما که دارای اقلیم خشک تا نیمه خشک است از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای جبران کمبود بخش تأمین آب در شرایط بحرانی راهکارهای پیشنهادی به شرح زیل می باشد:
۱.بازسازی چاه های منابع تأمین آب شرب
بررسی آمار نشان می دهد ۸۰تا ۸۵ درصدی آب شرب کشور از منابع زیر زمینی تأمین می گردد و چاه های آب شرب از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. با اجرای فرایند اصلاح و بازسازی چاه های آب شرب با انجام عملیات ویدئومتری، اسید شویی، ترمیم لوله جداره و.... امکان افزایش منابع تأمین تا سقف حداقل ۱۰ درصد منابع تأمین قابل استحصال فراهم می گردد .
۲.شناسایی منابع آبی در دسترس
منابع آبی در محدوده ی شهرها که متعلق به شهرداری، پادگان ها، موسسات و نهاد های دولتی ویا چاه های کشاورزی شناسایی و پس از انجام آزمایشات کنترل کیفی ودر صورت مناسب بودن کیفیت، از آنها جهت کمبود منابع آب شهری استفاده شود .
۳.نگهداری و تعمیرات به موقع
در زمان بحران های کمبود آب، عموماً تأسیسات با حداکثر ظرفیت بهره برداری می شوند در نتیجه تعداد خرابی واز کار افتادگی تأسیسات افزایش می یابد. با انجام PM می توانیم ضریب آماده به کاری تأسیسات را افزایش دهیم.
۴.مشکلات قطع برق 
انرژی مورد نیاز تأسیسات استحصال و توزیع آب از شبکه ی توزیع برق سراسری تأ مین می گردد و مشکلات کمبود آب با قطع برق تشدید می گردد.لذا ضرورت دارد با انجام هماهنگی با شرکت توزیع برق، شرایطی فراهم گردد که خطوط انتقال برق رسانی به تأسیسات دچار قطع برق نگردند.
۵.کاهش تلفات فیزیکی آب
تلفات فیزیکی آب در یک سیستم آب رسانی عموما بیش از ۲۵ درصد حجم تولید آب را تشکیل می دهد. با یک مدیریت صحیح باید بتوانیم از هدر رفتن آب در تأسیسات آبرسانی از محل استحصال تا محل مصرف با روشهای ذیل کاهش دهیم:
الف) توزیع آب از مخازن
با توجه به میزان نوسان های ساعتی مصارف آب شرب در طول شبانه روز که این نوسان تابعی از میزان جمعیت می باشد . بر اساس بررسی های به عمل آمده مصارف آب شرب از ساعت ۱۲ تا ۶ صبح حداقل خواهد بود. با پیش بینی حداقل جریان شبانه ی خروجی مخازن متناسب با آن تنظیم و آب به شبکه ی توزیع هدایت شود تا حداکثر ظرفیت ذخیره نمودن آب برای مصارف روز فراهم گردد.
ب) تعدیل فشار آب در شبکه توزیع 
تلفات فیزیکی آب در شبکه ی آبرسانی با فشار آب، رابطه ی مستقیم دارد هرچه فشار آب بیشتر باشد تلفات آب تشدید می گردد. لذا باید مدیریت تنظیم فشار متناسب با استاندارد های صنعت و در شرایط بحرانی کاهش فشار آب در شبکه تا حداقل فشار متعارف شبکه با استفاده از شیرهای فشارشکن، تنظیم شیرهای شبکه ی توزیع فراهم گردد. 
ج) کاهش تلفات تأسیسات 
با بازدید و بررسی میدانی از تأسیسات مشاهده می شود. درمحل تولید و استحصال آب، ایستگاه های پمپاژ، مخازن ذخیره و شبکه های توزیع نشت ها مشاهده می شود ورفع این نشت ها می تواند در کاهش تلفات آب موثر واقع شود.
د) کاهش زمان رفع حوادث و اتفاقات
پس از اطلاع حادثه در شبکه ی توزیع تا زمان رفع آن با انجام مدیریت صحیح می توان زمان ترمیم حوادث و اتفاقات را به حداقل رساند.
۶. کنترل مصارف مشترکین پر مصرف
لیست مشترکین پر مصرف اعم از صنعتی، خدماتی خانگی مشخص و با بررسی نیاز واقعی این مشترکین سهم مصارف برای آنها تعیین تا ملزم به مصرف در آن مقدار باشند.شایان ذکر است بعضی از مشترکین همچنین استخرها، مسجد، مدارس، .... از تعرفه های مخفف استفاده می کنند و عمومأ کنترلی بر میزان مصارف توسط مشترکین وجود ندارد.
۷. اطلاع رسانی 
در زمان بحران کمبود آب اطلاع رسانی صحیح می تواند دامنه ی بحران را محدود نماید و شرایط را برای مشارکت مردم در صرفه جویی فراهم آورد.
 


تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 10:57 | نویسنده : حسین اسکندری و علیرضا غفرانی |